عکس فوری

در سال ۱۹۴۷ ادوین. اچ. لند نوآوری خود را در زمینه تولید عکس در یک دقیقه، اعلام داشت. از آن تاریخ به بعد فرایند پولاروید برای این منظور جنبه عمومی پیدا کرد. در این فرایند، پس از گرفتن عکس، فیلم پولاروید را به یک قطعه از کاغذ عکاسی تماس داده و بطور همزمان یک آمپول حاوی ماده ظهور و حلال نقره را شکسته و آن را روی فیلم پخش می‌کنند. وقتی که ماده ظهور دانه‌های‌ها لید نقره در امولسیون فیلم را احیا (حلال نقره)، با یون‌های نقره ظاهر نشده را جذب کرد.





آن را به لبه‌های کاغذ عکاسی منتقل می‌کند. ماده ظهور در تماس با یون‌های نقره حذف شده، آن را به نقره آزاد در تصویر مثبت تبدیل می‌کند.






تصویر رنگی در یک دقیقه

دوربین پولاروید می‌تواند در یک لحظه تصویر رنگی تولید می‌کند. فرایندهای شیمیایی مربوط به تولید عکس رنگی شبیه تصاویر بهتر باید تعادل دقیق و ظریفی بین ظاهر کننده‌ها و ترکیبات رنگی برقرار شود. نوری که به فیلم می‌رسد، نخست به لایه امولسیونی حساس به رنگ آبی برخورد می‌کند. بعد از عکس گرفتن عملیات ظاهر کردن فیلم با کشیده شدن آن بر روی یک حلقه دوار و همزمان با شکسته شدن یک لوله محتوی ماده بازی آغاز می‌شود. رنگهای پولاکالر تشکیل شده در فیلم منفی در لایه حساس نوری می‌نشینند در صورتی که مولکولهای ظاهر کننده، در بار توزیع می‌شود و در آنجا ضمن واکنش با تـثبیت کننده‌ها، رنگهای کامل برای ایجاد یک تصویر مثبت را به وجود می‌آورد.





عکاسی ریزنگاری
ریزنگاری یا میکروگرافی (به انگلیسی: Micrography) روشی است در عکاسی برای تهیه نگاره توسط ریزبین. این روش در علوم مختلف به خصوص در پزشکی و متالورژی و فناوری اطلاعات (IT) و امروزه در عکاسی هنری کاربرد دارد.






انواع

فوتومیکروگرافی

اختراع میکروسکوپ در قرن ۱۷ میلادی توسط آنتونی فان لیوونهوک، دید تازه‌ای به مردم بخصوص به پژوهش‌گران هدیه نمود ولی ۵۰ سال طول کشید تا با نصب دوربین عکاسی، قادر باشند از نمای زیر میکروسکوپ نوری، نگاره تهیه نمایند. به‌تدریج که دست‌یابی به بزرگنمایی‌های بیشتر امکان‌پذیر گردید، دنیای جدیدی در افق بینندهٔ عادی یا پژوهنده بوجودآمد.







الکترون‌میکروگرافی

نگاره‌های میکروسکوپ الکترونی کاربرد زیادی در پزشکی و ژنتیک و تحقیقات سلولی دارند.





عکاسی زیارتی
عکاسی زیارتی در زیر گروه عکاسی فوری قرار دارد و یکی از مردمی‌ترین انواع عکاسی است که در شهرهای زیارتی پا گرفته است. از ویژگیهای آن می‌توان به عدم ایجاد آرشیو و انتشار آن به دورترین نقاط داخل و خارج از کشور توسط مشتریان اشاره کرد. این عکاسیها از ابتدا در حول حرم مطهر رضوی شکل گرفته و همچنان ادامه حیات می‌دهند. در حال حاضر از حدود ۱۳۰۰ عکاسی در مشهد حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ عکاسی به این بخش تعلق دارد.






پیشینه

از ابتدای دوره پهلوی (۱۳۰۵ شمسی)، با رشد روز افزون عکاسی و ارزان شدن ابزار عکاسی، عکاسان فوری و دوره گرد به همراه دوربینهای چوبی، در اطراف حرم مطهر رضوی، در کنار بساطی‌های اجناس مختلف مورد نیاز زوار، مستقر شدند.از پیشگامان این کار می‌توان به ابراهیم ذهبی معروف به سیاح(عکاسخانه ایام ص ۶۳ تا ۶۸)ورسول عرب لین (زیر نویس مقاله گزارشی از عکاسی زیارتی)، اشاره داشت.در این نوع عکاسی، پسزمینه نقش بسیار مهمی ایفا می‌کند. عکاسان در ابتدا با قرار دادن زائر در مقابل مجموعه حرم رضوی، از آنان عکس می‌گرفتند.سپس به دلیل محدودیت‌های کار در فضای باز و با الهام از پرده‌های پس زمینه مورد مصرف در آتلیه‌های عکاسی در عکس پرتره، و بهره گیری از نورپردازی با منابع نور مصنوعی، زائران جلوی پرده‌های نقاشی حرم و بارگاه می‌ایستادند و عکس می‌گرفتند. بتدریج ابزار دیگری نیز از جمله لباس و سربند عربی، ماکتهای آهو و شتر و.. به صحنه برای هرچه طبیعی تر به‌نظر رسیدن، مورد مصرف قرار گرفت. تا پیش از ورود عکاسی دیجیتال شیوه‌های مختلف مونتاژ عکس در پسزمینه‌ای عکسی نیز بشدت رونق گرفته بود. این مسئله با رشد تکنولوژی دیجیتال و کاربرد آن در این نوع عکاسی، در فضای کامپیوتر انجام می‌شود.






ویژگیهای عکاسی زیارتی

مهمترین ویژگی این نوع عکاسی، نداشتن آرشیو است و علت آن مشتری زائر است که برای چاپ مجدد مراجعه نمی‌کند و دلیلی برای ایجاد آرشیو نمی‌ماند. از دیگر ویژگیهای آن بارز بودن جنبه تقدس و یادگاری، استفاده از پسزمینه‌های منقش به تصاویر حرم رضوی و صحنه‌های مرتبط با سرگذشت امام رضا (ع)، سرعت بالای کار و ارائه تصویر، پایین بودن اطلاعات عکاسان این بخش از عکاسی، حضور عکاسان فصلی، عدم کنترل کیفیت کار توسط نهادهای مربوطه بدلیل کثرت آنان، تعداد بسیار بالای عکس گرفته شده در این نوع عکاسی در مدت کم، انتشار گسترده آن به دوردست‌ترین نقاط ایران و حتی خارج از ایران را می‌توان نام برد. کار تبلیغاتی این گروهبا استفاده از افرادی در جلوی مغازه‌های عکاسی صورت می‌گیرد که از عابران دعوت به گرفتن عکس می‌کنند. همچنین نمونه‌های فراوانی در بیرون از مغازه‌های عکاسی به نمایش گذاشته شده‌اند.






چیدمان عناصر در عکس

- پرده پسزمینه :پرده‌های پسزمینه با چند مضمون وجود دارند از جمله :سقاخانه، صحن نو، ضریح، ضامن و، گنبد، صحنه مسموم کردن امام رضا توسط مامون، و اخیراً پرده تصویر حضرت ابوالفضل. ویژگی‌های پرده‌ها: رنگ مصرفی از انواع پلاستیک و قابل شستشو است. قلم مصرفی درشتو به ریزه کاریها توجه نمی‌شود. رنگها کنتراستهو حجم سازی کمتر انجام می‌شود.پرسپکتیودر مناظر بطور ناقص انجام شده و در واقع این پرده‌ها یاد آور نقاشی‌های قهوه خانه‌ای هستند.قدیمی‌ترین پرده پسزمینه موجودکه توسط رسول عرب لین کشده شده، در حال حاضر در مشهد در عکاسی حمید عرب لین موجود است. این پرده در سال ۱۳۴۲ کشیده شده‌است. -بجز پرده ازابزار دیگر حاضر در صحنهمی توان به لباس‌های هندی و عربی و...مجسمه‌های فایبر گلاس آهو و شترو پاپا نوئل، کشکول و تبرزین و عکسهای چاپ شده روی ورقهای پلاکسی گلاس اشاره کرد.






مشتریان

مشتریان این بخش از نظر اقتصادی طیف گسترده‌ای دارند. مشتریان ساکن در مسافرخانه هاو هتلهای خیابان طبرسی در بخش شمالی فلکه حضرت، از رفاه نسبی کمتر و بخش جنوبی خیابانامام رضا وضعیت اقتصادی بهتری دارند. از نظر ملیتی بجز ایرانیان از اقصی نقاط کشور، عربهای حوزه خلیج فارسو عراقیها نیز اخیراً به مشتریان پرو پا قرص این نوع عکاسی تبدیل شده‌اند.






رویکرد تازه در این نوع عکاسی

عکاسان این بخش طی سالهای کار خود، همیشه به این خواست مشتری که قرار گرفتن در طبیعی‌ترین و واقعی‌ترین منظرهٔ حرم و بارگاه رضوی بوده توجه داشته‌اند و در این راستا در دورانهای مختلف سعی در ایجاد تصاویری هرچه شبیه تر به واقعیت کرده‌اند.فتو مونتاژهاو کلاژهای عکسی در سالهای پیش به سختی انجام می‌شد. پس از پیدایش دوربین‌های دیجیتال و امکانات کار در کامپیوتر، در این بخش استفاده‌های بسیار از آن شده و عکاسان خلاقتر به ایجاد تصاویری با کیفیت بهتر و متنوع تر دست زده‌اند. پیامد استفاده از کامپیوتر شغل جدیدی رادر این بخش باعث شده که همان «مباشران فنی» هستند. کار چاپ عکسهای ایجاد شده در این گروه در پنج لابراتوار مستقر در محدوده حرم رضوی انجام می‌شود.

طی سالهای اخیر به دلایل زیر این نوع عکاسی علی‌رغم امکان عکسبرداری با دوربین شخصی و تلفن همراه برای زائران، از رشد بالایی برخوردار بوده است. دلایل: رشد جمعیت، نبودن کار، راحتی کار با دوربینهای دیجیتال، کاهش کنترل‌های صنفی و بالا بودن میزان تقاضا.






انجام

عکاسی زیارتی طی دوران حضور خود توانسته با تغییرات تکنولوژی تطبیق یافته و نقض خود را بخوبی به انجام م برساند. از ابتدا تا کنون، در پس این زایش و استمرار، تئوری مدونی وجود ندارد و تنها پاسخ به نیازی است که از عمق جان مشتریان برای بردن سوغات و یادگاری از سفری مقدس به دیار خود بر آمده و عکاسان به این نیاز پاسخ گفته‌اند. به نظر می‌رسد این سیر رو به رشد همچنان در جریان است و برای این جریان از درون خود راه حل می‌جوید.





عکاسی زیر آب

عکاسی زیر آب، شاخه‌ای از عکاسی است که از آبزیان یا جاذبه‌های زیرآب عکسبرداری می‌شود.

کنترل حرکت، در عکّاسی زیرآب بسیار مهم است زیرا برخلاف سطح زمین سوژه‌ها و عکاس همیشه در حال جنبش و حرکت‌اند. انعکاس نور عامل دیگری است که تأثیر زیادی بر عکاسی زیر آب می‌گذارد. عکاس، هر چقدر عمیق‌تر در عمق آب فرو رود به نور کمتری دسترسی خواهید داشت و رنگ قرمز در عکسها برجسته‌تر می‌شود.

سوژه‌ها در زیر آب بسیار کوچک‌تر از سطح زمین توسط دوربین ثبت می‌شوند. عکاسان آماتور همیشه از دیدن عکس ماهی بزرگی که در زیر آب عکسبرداری کرده‌اند متعجب می‌شوند.





عکاسی سراسرنما
عکاسی وسیع (به انگلیسی: Panoramic photography) نوعی تکنیک عکاسی است که با استفاده از تجهیزات تخصصی و یا نرم‌افزارها، قطاری از تصاویر با پس‌زمینه طویل را نمایش می‌دهد. همچنین این اصطلاح به عکس‌هایی که نسبت به ابعادشان برش‌های گسترده خورده‌اند نیز اطلاق می‌شود.





عکاسی سیاه و سفید
عکاسی سیاه و سفید (به انگلیسی: Black and white) شاخه‌ای از عکاسی است که در آن، عنصر رنگ وجود ندارد و می‌توان از آن برای ایجاد فضاهای رمانتیک و رمزآلودی که از عهده عکاسی رنگی خارج است استفاده کرد. این نوع عکاسی با بهره‌گیری از سایه‌های قوی و طیف‌های خشن، سوژه را برجسته می‌کند و انتقال حس و مفهوم عکس را تسهیل می‌بخشد.





عکاسی صریح

عکاسی صریح، ژانری از عکاسی می باشد که در واکنش به افراط در اصول زیبایی شناختی عکاسان پیکتوریالیسم پدید آمد و بر ارائه جزئیات و ثبت دقیق و خودکار واقعیت، تأکید می داشت.
پدایش

چارلز شیلر پس از تهیه عکس هایی از خانه اش در پنسیلوانیا در سال ۱۹۱۷، آغاز زیبایی شناسی صریح را اعلام نمود. از ویژگی های این تصاویر می توان به کیفیات صوری آشکار نقاشی های کوبیستی اشاره کرد که در تقابل با محوسازی های پیکتوریالیستی بودند.






مدافعین

از عکاسان مدافع عکاسی صریح می توان به هانری کارتیه برسون، ادوارد وستون، انسل آدامز، آلفرد استیگلیتس و پل استرند اشاره داشت.





عکاسی عامیانه
عکاسی عامیانه شاخه‌ای از عکاسی است که تولید کنندگان آن مردم عادی و غیر حرفه‌ای هستند. برای مثال عکس‌های خانوادگی، از جمله متداول‌ترین عکس‌های عامیانه هستند.





عکاسی عروسی
عکاسی عروسی شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از جشن عروسی و حاشیه‌های آن عکسبرداری می‌شود.





عکاسی کودک
عکاسی کودک، ثبت روح کودکانگی اطفال و کودکان از بدو تولد بشمار می‌رود.
یک فیلم عکاسی، اولین چیزی است که یک مرد تازه پدر شده، بعد از خرید ضروریات، تهیه می‌کند.






سالهای عمر کودک

بچه‌ها و دوربین عکاسی به یکدیگر وابسته‌اند. از زمان تولد به بعد، از شیر خوارگی تا بلوغ، کودکان همواره توسط دوربین تعقیب می‌شوند. کودک معمولاً به این موضوع علاقه‌مند است، اگر چه اکثراً بیش از آن سرگرم است که توجهی به عکاسی بکند. او تقریباً همیشه می‌تواند باعث بوجود آمدن عکس خوبی باشد. والدین اکثر عکسهایی را که از لحظات زندگی کودک گرفته شده، دوست دارند و می‌خواهند آن لحظه‌ها را حفظ کنند. اگر این عکسها توسط افراد حرفه‌ایی گرفته شده باشند، اگر چه به نظر می‌رسد فاقد آن احساس و درکی هستند که پدرها و مادرهای واقعی می‌توانند نسبت به کودک داشته باشند، ولی از نظر مهارت فنی، می‌توانند مورد توجه واقع شوند. مثلاً، ثبت لحظه جادویی که یک مادر، غرق در خلسه، با توده سلولی نالان که دست و پا می‌زند و از گوشت و خون خود اوست (لحظه زائیده شدن)، تکنیک و مهارت خاصی را طلب می‌کند. هر پدر و مادری آن لحظه را به یاد می‌آورند. این لحظه را می‌توان تقریباً به همان واقعیتی که در خودِ لحظه بوده، در یک عکس حفظ کرد.

همه مراحل بچگی به همین‌گونه است، همه نقش‌هایی که یک نوجوان در حال رشد ایفاء می کند: چه جثه گوشت‌آلوی در حال تاتی پاپی که مثل یک بچه غول راه می‌رود، چه دختر خانم جوانِ مخالف سرا و عشوه‌گر و کنجگاو مردّد و چه جوان خیال باف و جنگجو. هیچ جا نمی توان موضوعی: به همه جانبگی، به ناشی‌گری، اغواء کنندگی، متغیری، و قابل اعتمادیِ (از جهت ارزش داشتن برای صرف وقت) بچه پیدا کرد.

از نظر همکاری با عکاس بچه‌ها بهترین موضوعات هستند. بچه‌ها بدون هیچ مقدمه‌ایی وارد فضای عکاسی می‌شوند، آنها از نشان دادن خود و ژست گرفتن لذت می‌برند و موضوعات خستگی‌ناپذیری می‌باشند، زیرا اساساً یک کودک خستگی‌ناپذیر است: حتی بچه‌ای که حوصله کوتاه او ‍(برای ایستادن در مقابل دوربین) ناگهان تمام می‌شود و خود را با فعالیت دیگری سرگرم می‌کند، موضوع بهتری برای عکاسی خواهد بود (زاویه دیگری برای عکاسی ایجاد خواهد کرد). جورج کراوز (George Krause)، که عکس‌هایش در این باره مشهور است، می گوید: " وقتی سالها پیش عکاسی از کودکان را شروع کردم، همه چیز را به غیر از بچه‌ها کنار گذاشتم، همانگونه که اکثر عکاسان این کار را می کنند، این ساده‌ترین راه برای شروع کار است".






رهنمودها

بعضی از رهنمودهای مفید در عکاسی کودک به قرار زیر است:

اجازه بدهید دوربین بخشی طبیعی از زندگی یک بچه باشد. استفاده هر چه بیشتر از دوربین، باعث می‌شود بچه بوجهی آسان آنرا قبول کند. در خصوص بچه‌های غریبه، با احتیاط کامل به آنها نزدیک شوید تا احساس غریبی نکنند.
به جای اینکه بچه را وادار کنید که حالتی راحت و غیر رسمی به خود بگیرد، خودتان راحت و غیر رسمی باشید. عکس‌های صمیمی از بچه‌های سرگرم کار، که با حداقل تحکم گرفته شده‌اند، معمولاً از بهترین عکس‌ها هستند.
مواردی وجود دارند، که می‌خواهید بچه عکس العمل آگاهانه‌ای به دوربین داشته باشد، ولی قبلاً مطمئن باشید که چه کاری می‌خواهید انجام بدهید، چون حوصله و دقت یک کودک کوتاه است.
کار عکسبرداری را هرگز کوتاه نکرده و زود به اتمام نرسانید. خاموش کردن شمع روز تولد عکسی است که هر مادر بزرگی آنرا می‌خواهد، ولی احتمالاً از عکسی که ۵ دقیقه بعد گرفته شده هم، به همان اندازه خوشش بیاید، یعنی زمانی که خامه‌ی کیک روی موهای بچه خشک شده است.
ارتفاع دوربین و زاویه عکسبرداری از اهمیت خاصی برخوردار است: اگر عکس را از ارتفاع بالا بگیرید نشان آن خواهد بود که بچه از چه سطحی به شما نگاه می‌کند، ولی اگر می‌خواهید دنیایی را که خود بچه می‌بیند نشان بدهید، هم سـطح دیدگان او عکس بگیرید، یا حتی پائین‌تر.
در مورد مصرف فیلم مضایقه نکنید. بچه‌ها خیلی پر تحرک هستند. حالات و ژست بدن آنها به قدری سریع عوض می‌شود که شما را مجبور می‌کند به همان سرعت، خود را با آنها انطباق دهید. با وجود این، گرفتن عکس‌های زیاد دلیل این نیست که بعضی از آنها ممکن است خوب از آب در بیاید. هر عکسی باید حساب شده و هدف دار گرقته شود.
عکاسان مد با پخش موسیقی به مدل‌های خود آرامش می‌دهند. این کار برای بچه‌ها هم می‌تواند کارساز باشد، مخصوصاً وقتی می‌خواهید از آنها پرتره بگیرید.
در حال عکسبرداری، درباره هر چیزی با بچه‌ها صحبت کنید، حتی در مورد عکس‌هایی که می‌گیرید. ماری کوسینداس (Marie Cosindas) بطور مداوم در مورد عکسی که می‌گیرد با خود بچه‌ها صحبت می‌کند. بنظر او این باعث می‌شود که بچه خود را در کاری که در حال انجام گرفتن است سهیم بداند.

اکثر بچه ها دوست دارند که در طرف مقابل خود رضایت ایجاد کنند، و خیلی از آنها، عکس گرفتن را نوعی تفریح به حساب می‌آورند. خود شما باید با این کار بصورتی بیش از یک تفریح بر خورد کنید. ویِن میلر (Wayne Miller) عکاس، برای هر کدام از چهار بچه‌اش چهار سال وقت صرف کرده، تا روز به روز عکس‌هایی از آنها تهیه کند. او می‌نویسد: "تمام دوره‌های این بچه‌ها، تا روز مرگ‌شان، از پیش چشمان من می‌گذشتند. ناکامی و شکست، موفقیت، شادمانی و پیروزی در طبیعت آنها حک می‌شد." برای شاهد بودن چنین چیزهایی از داخل لنز دوربین، و یا چشمان عادی، کافی است چیزهایی را از زندگی بیرون بکشیم که نباید نادیده انگاشته شوند.





عکاسی گلامور

عکاسی گلامور (به انگلیسی: Glamour photography) شاخه‌ای از عکاسی است که سوژهٔ آن معمولاً زن است و در حالت رمانتیک و سکسی به تصویر کشیده می‌شود. سوژه ممکن است ملبس یا نیمه‌برهنه باشد. این نوع عکاسی معمولاً با قراردادن سوژه در یک ترکیب‌بندی و ژست ایستاده و بدون حرکت است؛ سوژه‎های گلامور اغلب مانکن‌های حرفه‌ای هستند و عکس‌ها عموماً مصرف تجاری و تبلیغاتی دارند که شامل تولید انبوه برای تقویم و پوستر و همچنین در مجله‌های بزرگسال همچون پلی‌بوی استفاده می‌شود. البته گاهی اوقات عکس‌ها فقط برای استفادهٔ خصوصی و شخصی در نظر گرفته می‌شوند.

عکاسان برای ایجاد تصاویر زیبا و پُر زرق‌وبرق، از ترکیبی از لوازم آرایشی، نورپردازی و قلم بادی استفاده می‌کنند.





عکاسی مادون قرمز

عکاسی مادون قرمز تکنیکی است که در آن قسمت مرئی نور حذف می‌شود و فقط پرتوهای مادون قرمز ثبت می‌شوند. رفتار انعکاسی مادون قرمز با نور مرئی فرق دارد و چون چشم انسان مادون قرمز را نمی‌بیند، عکس‌هایی به وجود می‌آید که در واقعیت دیده نمی‌شوند. نمونه‌ای از تفاوت‌ها، انعکاس گیاهان است که در عکاسی مادون قرمز، به رنگ سفید ثبت می‌شوند.
فیلتر مادون قرمز

برای عکاسی مادون قرمز به فیلتر مادون قرمز نیاز است. این فیلتر نور مرئی را حذف می‌کند و فقط نور مادون قرمز را از خود عبور می‌دهد.






دوربین مناسب

برخی از دوربین‌ها بر روی سنسور خود، فیلتر سدکنندهٔ مادون قرمز دارند که نمی‌توان با آن‌ها عکاسی مادون قرمز کرد.





عکاسی ماکرو

عکاسی ماکرو یا تصویر برداری ماکرو نوعی عکاسی از نمای نزدیک، بطور معمول از سوژه‌های کوچک است. بطور کلاسیک سوژه موجود در یک تصویرماکرو بزرگ‌تر از اندازه آن در طبیعت بر روی نگاتیو بوده است. به هر شکل امروزه تصویر برداری ماکرو، تهیه تصویر از سوژه در ابعاد بزرگتر و واضح‌تر از آن چیزی است که در حیات دیده می‌شود.





عکاسی مد
عکاسی مُد، شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از مُد و لباس همراه با مدل عکسبرداری می‌شود. این شاخه از عکاسی گونه‌ای از عکاسی تبلیغاتی نیز محسوب می‌شود. عکاسی مد شاخه ای از عکاسی است که در بیشتر مواقع نیاز به تجهیزات بسیاری دارد. پنکه های قوی ، رفلکتورها، سافت باکس هاوفلاش های چتری و... بهترین گونه لنز برای عکاسی مد لنز های زوم با فواصلی در حدود 70 تا 210 هستند تا در کوتاه ترین زمان ممکن به عکاس امکان انتخاب بهترین کادر را بدهند. معمولا در این شاخه از عکاسی دوربین برروی دست عکاس قرار دارد و به ندرت از سه پایه استفاده می شود تا هم خود عکاس احساس بهتری در برقراری ارتباط با سوژه داشته باشد و هم سوژه با راحتی بیشتر حرکات مورد درخواست عکاس را انجام دهد.





عکاسی مستند

عکاسی مستند، شاخه‌ای از عکاسی است در آن عکاس رخدادهای پیرامونش را ثبت می‌کند و می‌کوشد از موضوع، (عموما مردم) بی‌طرفانه، عکسی واقعیت‌گرا، واقع‌نما و راستگو ارائه دهد.

واژهٔ عکاسی مستند در سال‌های رکود اقتصادی کاربرد پیدا کرد؛ زمانی که شرایط اسف‌بار کشاورزان باعث شد مردم آمریکا نیاز به اصلاحات اجتماعی را احساس کنند. عکس‌هایی که در آن‌ها، پس کوچه‌های کثیف و شرایط رقت‌بار شهری را تصویر کرده بود.

تصویر در عکاسی مستند یک سند تاریخی به حساب می‌آید. عکس‌های مستند در کنار محسنات زیبایی‌شناسانه و هنری، بیشتر به منظور تحولات اجتماعی و سیاسی مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند چراکه واقعیت را همانطور که هست به ثبت می‌رسانند. به عبارت ساده‌تر، در این نوع عکاسی تصویر نقش یک شاهد و مدرک را برای اثبات وجود یک وضعیت خاص به عهده دارد.

از طریق عکس‌های مستند، بیننده از فرهنگ، سیاست و موقعیت‌های اجتماعی سایر مردم دنیا اطلاعات درستی به دست می‌آورد. بدون شک این شکل از عکاسی با به نمایش درآوردن مشکل فراگیر فقر، نقش بسیار مهمی در آگاه سازی مردم آمریکا از موقعیت اجتماعی کشور در رکود بزرگ سال ۱۹۳۰ داشته‌است.

به عبارت ساده‌تر، در این نوع عکاسی تصویر نفش یک شاهد و مدرک را برای اثباب وجود یک وضعیت خاص به عهده دارد. لوییس هین و جیمز ون دو پیشگام در عرصه عکاسی مستند هستند.





عکاسی معماری

عکاسی معماری، شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از آثار معماری و ساختمان‌ها عکسبرداری می‌شود.






زاویهٔ دید و لنز

برای عکاسی معماری، دو فاکتور زاویه دید و نوع لنز مهم‌اند، زیرا معمولاً آثار معماری بزرگ هستند و عکاس هم نمی‌تواند به اندازهٔ کافی از آن‌ها فاصله بگیرد؛ به همین دلیل لازم است که زاویهٔ دید لنز زیاد باشد، یعنی فاصله کانونی کم باشد تا عکاس بتواند همهٔ ساختمان و بنا را در کادر جا دهد.





عکاسی مفهومی

عکاسی مفهومی شاخه‌ای از عکاسی است که در آن، هنرمند به دنبال خلق یک مفهوم یا ایده توسط یک عکس است. عکس مفهومی باید بیننده را به تفکر وا دارد. عکس‌های همهٔ دسته‌های عکاسی می‌توانند در صورت القای مفهومی خاص به بیننده در این دسته نیز قرار گیرند.





عکاسی نجومی

به وسیلهٔ تلسکوپ و با روش‌های مختلف از ستاره‌ها و سیارات عکس گرفته می‌شود. تلسکوپ به عنوان لنزی بسیار قوی عمل می‌کند تا اجرام آسمانی نزدیک تر به نظر بیایند. این تصویر در دوربین بر روی فیلم ثبت می‌شود. زمان نوردهی معمولاً از چند دقیقه تا چند ساعت است. البته با دوربین عکاسی و با هر لنزی می‌توان از ستاره‌ها و سیارات نزدیک عکس گرفت.

هنر عکاسی به طور کلی هماهنگی تکنیک، ابداع و هنر است. با توجه به محدوده ناشناخته‌های نجوم، فعالیت‌های اندکی که در آن شده‌است، زیبایی‌های اعجاب انگیز و نیاز به اطلاعات ثبت شده بهتر؛ عرصه عکاسی نجومی از هر لحاظ اعم از دستاوردهای ارزشمند علمی و زیبایی‌های هنری، عرصه‌ای است گسترده و فراهم برای فعالیت در شاخه‌های گوناگون. عکاسی نجومی علمی و هنری که در سال‌های گذشته رشد کمی و کیفی چشم گیری در ایران نیز داشته‌است به دلیل گرد هم آوردن ذوق و علم در کنار یکدیگر، همواره در سراسر دنیا همچون شوری هیجان انگیز بوده‌است که در حالت ایده‌آل به شعور جمعی و علمی منجر می‌شود.

به وسیلهٔ یک تله بلند که (۳۰۰ تا ۸۰۰ میلی متر) و یک تله کنور تور می‌توان از ماه به عنوان نزدیک‌ترین جرم آسمانی عکس‌هایی با جزئیات زیاد گرفت. تله کنور تور بر اساس ضریبی که دارد، فاصلهٔ کانونی لنز را افزایش می‌دهد. به طور مثال، تله کنور تور x2 فاصله کانونی لنز را دو برابر می‌کند.






انواع عکاسی نجومی

عکاسی نجومی را به طور کلی می‌توان به دو دستهٔ علمی و هنری تقسیم کرد. عکس‌های نجومی علمی، همان طور که از نام آن‌ها برداشت می‌شود، عکس‌هایی هستند که به عنوان یک ثبت علمی حاوی اطلاعاتی مستند و مستدل هستند و بنا به تعریف عکس‌های نجومی هنری تنها زیبایی بصری دارند. درباره مرز عکس‌های نجومی علمی و غیر علمی به خصوص در ایران، بحث‌ها و چالش‌های بسیاری مطرح شده‌است چرا اگر منطقی به موضوع نگاه کنیم مرز روشنی بین عکس‌های علمی و هنری نیست و دلیل هم آن است که هیچ عکس و ثبتی از آسمان وجود ندارد که تنها چشم نواز باشد و کاربردی علمی یا حداقل آموزشی نداشته باشد. صرف نظر از این دسته بندی کلی، دسته بندی دیگری موجود که عکاسی نجومی را تفسیم بندی می‌کند: عکاسی خطی یا عکاسی از رد ستاره‌ها عکاسی نقطه‌ای از ستاره‌ها عکاسی از اعماق آسمان عکاسی از سوژه‌های متحرک






عکس از ستاره‌ها
وقتی از ستاره‌ها عکاسی می‌کنیم، به دلیل طولانی شدن زمان نوردهی و گردش زمین به دور خود، ستاره‌ها مانند خطوط منحنی بر روی فیلم ثبت می‌شوند. اگر بخواهیم این مورد را بر طرف کنیم، دوربین باید به وسیلهٔ یک موتور درایو، در خلاف جهت حرکت زمین و با سرعت مناسب به گردش در آید.





عکاسی ورزشی
عکاسی ورزشی، شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از صحنه‌های ورزشی عکسبرداری می‌شود. در این نوع عکاسی، تجهیزات و ابزارها نقش مهمی دارند زیرا سوژه متحرک است و عکاس هم از صحنه دور است بنابراین داشتن لنزهای قدرتمندی همچون تله و زوم لازم است. همچنین دوربین هم باید قابلیت استفادهٔ پیاپی شاتر را داشته باشد. مهمترین مسئله در عکاسی از سوژه های ورزشی توجه به سرعت شاتر است.سوژه های ورزشی در اغلب مواقع در حال حرکت با سرعت بالا هستند بنابراین عکاس باید تمام توان و امکانات عکاسی خود را به کار گیرد تا سوژه ورزشی را در یک لحظه از زمان فریز کند ( مگر در مواقعی که عکاس سعی دارد مفهومی خاص را در عکس دنبال کند، به عنوان مثال محو بودن پای اسب ها در یک مسابقه سوارکاری، جهت انتقال هیجان حرکت و سرعت) در بیشتر مواقع عکاسان ورزشی از دوربین هایی استفاده می کنند که توان ثبت تصاویر متوالی زیادی را داشته باشند تا در میان آنها لحظه ای که حتی از چشم عکاس هم دور مانده بوده ، خودرا نشان دهد.





عکاسی هنرهای زیبا

عکاسی هنری نوعی عکاسی است که هدف اصلی آن ابراز دیدگاه‌های خلاق و الهام هنری عکاس می‌باشد. عکاسی هنری از آن جهت از دیگر رده‌های عکاسی متمایز است که برخلاف عکاسی خبری هدف آن ثبت تصاویر مربوط به اخبار نیست و نیازی به پایبندی به اصول اخلاقی خبرنگاری ندارد و نیز برخلاف عکاسی تبلیغاتی برای فعالیت‌های اقتصادی و یا فروش محصولات یا خدمات بکار نمی‌رود. شایان ذکر است که تعریف عکاسی هنری تا به امروز موضوع بحث و مناظره‌های بسیاری در جوامع هنری دنیا است.

عکاسی تا اوایل قرن بیستم میلادی در مجامع هنری غربی به عنوان هنر پذیرفته نشده بود. عکاسان پیشکسوتی مانند آلفرد ستیگلتز، ادوارد ستایکن و ادوارد وستون سهم بسزایی در گسترش عکاسی به عنوان یک هنر داشتند.






تعریف

واژه عکاسی هنرهای زیبا در بین هنرمندان عکاس، معروف به عکاسی خلاقانه و هنری است. عکاسی که اشاره به دید خلاقانه هنرمند عکاس دارد. عکاسی خلاقانه در مقایسه با عکاسی خبری و اجتماعی، یک چیدمان، ترکیب بندی، انتخاب یک فضا با دیدی خاص و یک خلق هنرمندانه با ابزار عکاسی است.





عکس بازداشت

عکس بازداشت (به انگلیسی: Mug Shot)‏ اصطلاحی برای عکس پلیس و یا بایگانی عکس پلیس است. این عکس به طور معمول از یک فرد پس از دستگیری گرفته می‌شود.





عکس‌گفتار
عکس‌گفتار (به انگلیسی: Photovoice) روشی است که عمدتاً در رشتهٔ توسعهٔ اجتماعی، بهداشت عمومی، و آموزش و پرورش استفاده می‌شود که عکاسی را با کنش اجتماعی مردمی ترکیب می‌کند. در این روش از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شود بر اساس دیدگاه شخصی‌شان یا به نمایندگی از جامعهٔ خود عکاسی کنند و در مورد عکس‌ها بحث کنند، و روایات مربوط به عکس‌های خود را گسترش دهند، و با کمک‌رسانی یا دیگر اعمال انسانی جامعهٔ خود را یاری دهند. این روش اغلب در میان مردم به حاشیه رانده شده استفاده می‌شود، و به عنوان روشی در نظر گرفته می‌شود تا به ما بینش دهد آن‌ها چگونه شرایطی دارند و امیدشان به آینده را مفهوم سازی کنند. عکس‌گفتار تلاش می‌کند از زندگی کسانی که به طور سنتی متفاوت از میانگین تصورشده (کلیشه‌های) دنیا هستند برای کسانی که در فرایند سیاست‌گذاری قرار دارند، چشم‌اندازی ایجاد کند. عکس‌گفتار همچنین پاسخی به مسائل مطرح شده در طول تاریخ از بازنمایی جوامع بشری است.
11:59 pm
شکل ساختمانی خانه‌های آلمان
جنوب آلمان

قسمت مسکونی، اصطبل، انبار علوفه و ... همگی در زیر یک سقف بوده است

مرکز و شمال شرق آلمان

کلیهٔ فضاها در اطراف یک حیاط و در سه قسمت مجزا






در بعضی از نقاط دیگر قسمت مسکونی و اصطبل در کنار هم و انبار علوفه در محل دورتری قرار می‌گرفتند.

انواع خانه‌های برونگرای آلمان

ساختمان چوبی، پوشش شیب دار و قسمت کرسی آن سنگی است. طویله در همین قسمت و فضای بالا محل سکونت و انبار علوفه است.
خانهٔ کوهستانی باواریا: مصالح ترکیبی چوب و سنگ، پوشش دو شیبه با شیب ملایم، وجود بالکن در چهار طرف و در همین طبقات
خانه‌های آلمان مرکزی: استخوان بندی چوبی دیوار سنگی، شیب پوشش بسیار زیاد با استفاده از سفال عایق بندی می‌شود.
پلان چهار گوش و یک طبقه، فضای مختلف حول یک سالن بزرگ که محل نگهداری دام بوده، قرار می گرفته است. پوشش آن شیب زیاد و با نی و دیگر مصالح گیاهی ساخته می‌شده است.

معروفترین خانه‌های آلمان گیلبل هاس و تراوفن‌ها هستند.







ایتالیا

گونه‌های اولیه دارای پلانی چهار گوش با مصالحی از سنگ لاشه و به صورت خشکه بر روی هم چیده می‌شد نوع اولیهٔ ساختمان‌ها فقط دری به بیرون داشت اما بعد از مرور زمان پنجره‌ای نیز برای آن تعبیه شد. پوشش نما سنگی بوده است.

تراولی‌ها در جنوب شرقی ایتالیا، پلان دایره‌ای استفاده از سنگ به صورت خشکه چین، دیوار را ساخته و طاق آنرا به صورت پله پله‌ای می ساختندو از لحاظ ایستایی هیچ گونه نیروی رانشی ایجاد نمی‌کند.

در گونهٔ برونگرای ردیفی مصالح از سنگ و در مناطق محدود از آجر و از ملات‌ها بررای اتصال سنگ استفاده می‌کردند. عنصر تازه‌ای که بیشتر استفاده می‌شد طاق است. نوع طاق‌ها بنا بر موقعیت محل متفاوت است اما بیشتر از طاقهای آهنگ و طاقهای ترکین استفاده می شده است.

خانه‌های برونگرای ردیفی عناصر اصلی تشکیل دهندهٔ بافت شهری فلورانس است. خانهی برونگرا بدون در نظر گرفتن پله و طبقهٔ همکف ۱۰۰ الی ۲۰۰ متر زیر بنا داشته است. هر خانه دارای دو نما یکی به طرف مسیر و یکی به طرف فضای خالی که برای گسترشبعدی واحد مسکونی در نظر گرفته شده است

در خانه‌های موخر پنجره در هر نما در طبقهٔ همکف دو ورودی یکی برای وارد شدن به قسمت مسکونی و دیگری برای ورود به سایر عملکردها وجود داشته است.





آسمان‌خراش

آسمان‌خراش (به انگلیسی: Skyscraper) به یک ساختمان بسیار بلند که طبقات آن هر یک پس از دیگری قابل اقامت باشند آسمانخراش یا ساختمان بلندمرتبه گفته می‌شود. در فارسی در دهه اخیر واژه برج نیز برای اشاره به این مفهوم کاربرد یافته‌است.

هرچند برای تعریف آسمانخراش استانداردی رسمی در دست نیست اما بلندای دست کم ۱۵۰ متر به عنوان معیار تعریف آسمانخراش‌ها بکار می‌رود.

واژه آسمانخراش فارسی یک گرته‌برداری از واژه skyscraper انگلیسی است. این واژه نخستین بار در اواخر سده نوزدهم برای ساختمان‌های بلند شهر نیویورک آمریکا بکار رفت. بعدها تاریخنگاران معماری از کاربرد این واژه برای ساختمان‌های بلند آجری خودداری کرده و آن را تنها در مورد ساختمان‌های بلندمرتبه با اسکلت فولادی بکار بردند.
هزینه ساخت
واقعیت مهم و غیر قابل انکار بلند مرتبه سازی، هزینه های بسیار گزاف و سرسام آور آن است. این هزینه ها تنها مختص ساختمان های بیش از ٢٠٠ متر نبوده و حتی در یک ساختمان ۴ طبقه نیز مشاهده می شود. اما هنگامی که ساختمانی با ارتفاعی بیش از ٢٠٠ متر یا ۴٠٠ متر ساخته می شود صحبت از مسایل تجربه نشده و مقیاس های بسیار بزرگ است. هزینه های این پروژه ها تنها محدود به مصالح یا موارد فنی نبوده و در دوران اجرا مسائل پیش بینی نشده بسیاری وجود دارد. به همه این هزینه ها یک فاکتور مهم دیگر هم اضافه می شود: ”هزینه نگهداری” که بار سنگین مالی دیگری را تحمیل می کند. این ساخت و سازها غالبا توسط دولت ها انجام می شود.





علت ساخت آسمان خراش (برج) ها

کاربری
یکی از مهم ترین دلایلی که برای برخی از برج های بلند مرتبه بیان می شود تامین کاربری هایی عمومی یا خصوصی است.





مسکونی
واضح است که تامین کاربری مسکونی با هزینه هایی سرسام آور عقلانی نیست مگر در شرایطی خاص. شرایطی مانند کمبود شدید زمین در کشورهایی کوچک و متراکم یا جزیره ای مانند کره یا ژاپن. یا ایجاد شرایط خاصی برای برج جهت دربرگرفتن حجم بسیار عظیمی از جمعیت. که طبعا موجب هرمی تر شدن برج و اشغال محدوده بیشتری از زمین می شود. این قبیل طرح ها تنها در حد ارائه پیشنهاد مطرح شده است. با این وجود هنوز تجربه اجتماعی این چنینی وجود ندارد و عملا ریسک بزرگی برای هر کشوری محسوب می شود. البته لازم به ذکر است هزینه های اجرایی چنین پروژه ای بسیار گزاف خواهد بود. نتیجه گیری آن که عملا توجیه مسکونی برای این ساختمان ها منطقی نیست. و تنها یک برج از ۲۰ برج بلند مرتبه دنیا مسکونی است.




مخابراتی
احتمالا بدترین کاربری در بین توجیهات مختلف برای این ساختمان های هزینه بر تلقی شوند. برج مخابراتی قاعدتا درآمد زایی خاصی ندارد. به علاوه می توان با مکان یابی مناسب و سازه هایی به مراتب کم هزینه تر(دکل یا …) همان کارایی را ایجاد نمود. چنین سرمایه گذاری “سخاوت مندانه ای” برای یک برج مخابراتی فقط در شرایطی خاص عقلانی به نظر می رسد. شرایطی جزیره ای یا شهرهای مسطح بدون ارتفاعات یا کاربری خاص نظامی. این مساله وقتی بغرنج تر میشود که عملا با پیشرفت فناوری نیاز به تجهیزات در ارتفاع بالا کمتر می شود. حتی ممکن است در طول دوره ساخت این گونه برج ها ضرورت آنها از بین برود.





اداری-تجاری-اقامتی
این سه کاربری مقرون به صرفه ترین حالت برای برج ها است. اغلب طبقات یا اتاق های این برج ها به شرکت های تجاری یا بانک ها فروخته می شود. و یا به هتل ها واگذار می شود تا از نمای خاص طبقات بالایی عایدی کسب کنند. به این وسیله حجم مهمی از هزینه ها جبران خواهد شد. البته به شرط گذشت زمان و ارتفاع معقول برج (متوسط و پایین تر) . اما در خصوص برج های مرتفع نمی توان با قاطعیت گفت این کاربری ها از پس هزینه ها برخواهند آمد. به هر حال الزاما باید یک دوره زمانی را برای سود دهی مشخص کرد. یعنی برای جبران هزینه ها از طریق فروش یا اجاره باید زمان سپری شود، که این خود ممکن است در شرایط اقتصادی خاص ضرری مضاعف محسوب شود.
درنتیجه می توان گفت بطور کلی جز در موارد خاص کاربری دلیلی اصلی و قانع کننده برای ساخت این برج ها نیست. با وجود تامین مالی از کاربری های تجاری-اداری-اقامتی نمی توان با یقین این کاربری ها را دلیل موجه ساخت دانست. این کاربری ها معمولا می توانند اهداف ثانویه ای در کنار دلیل اصلی تلقی شوند.





نشانه شهری
یکی دیگر از مرسوم ترین دلایل ، ساخت یک “نشانه شهری” است. این لغت دو مفهوم کلی را متبادر می کند. اول به معنای بنایی هویت بخش،غرور آفرین و نمادی برای شهر و دوم به معنای نشانی که بتوان با آن موقعیت سنجی کرد یا به زبان ساده تر آدرس داد.




هویت،غرور،نماد
بسیاری از این بناها پس از اتمام به نماد شهر تبدیل شده و اگر طراحی خوبی داشته باشند شاید بتوانند پس از چند دهه هویت بخش هم باشند. اما در این باره تردید هایی نیز وجود دارد. چرا که ساخت یک برج ٣٠٠ متری تنها روش هویت سازی نیست. هویت سازی فرایند بسیار پیچیده ایست و احتمال این که یک برج به هویت یک شهر تبدیل شود قطعی نیست. اما بیشتر برج های مرتفع به نمادهای شهرشان تبدیل شده اند. اما از سوی دیگر بسیاری از نمادهای شهری ارتفاع زیادی ندارند. اوپرای سیدنی، کلیسای سن پیتر، مجسمه آزادی، آکروپولیس و … درغرب و مساجد جامع و عالی قاپو و از همه مهمتر میدان نقش جهان نمادهایی جهانی کم ارتفاع هستند که غالبا هویت بخش و غرورآفرین نیز هستند.
نتیجه آنکه هرچند برج سازی نمادسازی است اما روش های دیگری هم برای نمادسازی وجود دارد که با هزینه هایی به مراتب کمتر انجام می شوند. البته واضح است که نماد سازی خود نشانی است بر بی نمادی و عقبه ضعیف تاریخی. به هر حال صرف این همه هزینه برای نمادسازی عقلانی نیست و دلیل فرعی محسوب می شود.




جذب گردشگر
شاید موفقترین نمونه در این زمینه برج های دوقلو پتروناس در مالزی باشد. این برج ها که در سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۴ بلندترین برج های جهان بودند یکی از دلایل اصلی جذب گردشگر برای مالزی شدند. هرچند طراحی خاص سزار پلی و مانورهای تبلیغاتی مختلف مثل فیلم ماموریت غیر ممکن بی تاثیر نبودند اما همین لقب “بلندترین” کافی بود تا گردشگرها را به مالزی بکشاند. اما نکته جالب اینکه همان برج امروز در رتبه ٢٧ جهان است! و تنها پس از چند سال این لقب را از دست داد. امروزه با فشردگی رقابت، ریسک باقی ماندن در صدر به کمتر از دو سه سال رسیده است. عملا جذب گردشگر با لقب “ترین” احتمال کمی دارد.




پشتوانه فلسفی

مهم ترین دلیل ساخت آسمان خراش ها در غرب و اوج گرفتن روند بلندمرتبه سازی ظهور مدرنیسم بود. در این باره شباهت هایی بین آسمان خراش های مدرن و برج بابل وجود دارد. این همان نیت اصلی و جوهره برج سازی است:”قدرت نمایی”. از این روست که برج سازی در هیچ کجا مانند آمریکا رشد نکرد. متروپلیس جدید تحقق یوتوپیا بود. موج برج سازی بخصوص در نیویورک که مساله کمبود اراضی راهش را هموارتر می کرد، سراسر آمریکا را در نوردید و رشک و رقابت همسایگان تمدنی را برانگیخت. لندن، پاریس، فرانکفورت و دیگر دولت های اروپایی با همین رویکرد اما با چاشنی رقابت اقدام به ساخت برج ها نمودند. به بیان دیگر انگیزه فتح آسمان کم کم به رقابتی برای اثبات توانایی بین دولت ها تبدیل می شد.لازم به ذکر است برج سازی تنها یک جنبه از برتری جویی مدرنیسم در غرب است. پل سازی ، تونل سازی،اتوبان سازی عرصه های دیگر سرمستی انسان بود. بلندترین، طولانی ترین، سریع ترین، بیشترین، اولین، بزرگترین و هزاران “ترین” دیگر کلمات پرتکرار دوران مدرنیسم اند.

امروز با افول دوران مدرنیسم ساخت آسمان خراش ها در آمریکا نیز به سردی گراییده است. از بیست برج بلند ۲۰۲۰ ده برج در چین، پنج برج در خاورمیانه، چهار برج در باقی آسیا، تنها یک برج در آمریکا قرار دارد. برج شارد در لندن به عنوان بلندترین برج اروپا در رتبه ۵۶ دنیا قرار دارد. آمریکایی که در ۱۹۸۰ همه صد برج را در خود داشت در ۲۰۱۲ به ۲۴ برج رسیده است و چین به تنهایی با ۴۵ برج و خاورمیانه با ۲۷ برج میدان دارند. اگرچه پشتوانه فلسفی مدرنیسم در غرب علت اصلی این ساخت و ساز ها بوده است اما در شرق علت اصلی نیست. بعضی از این کشورها حتی توان و تکنیک لازم را هم ندارند وپروژه ها توسط شرکت های خارجی انجام می شوند. در واقع مهم ترین دلیل ساخت آسمان خراش های بسیار بلند در این کشور ها تلاش برای شباهت به همتایان غربی است.
ساعت : 11:59 pm | نویسنده : admin | انبوه سازان | مطلب قبلی
انبوه سازان | next page | next page